|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم اسفند 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 آرشیو موضوعی
رندان مست
پنج تصنیف از پدر وپسر آلبوم قلندر وار با صدای علیرضا افتخاری بیوگرافی علیرضا افتخاری شجریان به روایت شجریان آلبوم غوغای عشق بازان(استاد شجریان) آلبوم سرود مهر وساز خاموش(استاد شجریان) بیوگرافی شهرام ناظری آلبوم هوای تو(افتخاری) شجریان وشاملو نام آوری آثار استاد شجریان پیدایش موسیقی کنسرت جدید شجریان دانلود پنج آلبوم از علیرضا افتخاری فقط تو این پست آلبوم جدید افتخاری گزارش کنسرت استاد اعطاي بالاترين نشان فرانسه به شهرام ناظري شجریان در سالگرد زلزله بم گفتگوی مفصل مجله فرهنگ و آهنگ با همایون شجریان كنسرتهاي «استادشجريان» از بهار آينده آغازميشود کنسرت محمدرضا لطفی اردیبهشت 87 در تالار بزرگ کشور سخن عشق اعتراض نوازنده آلبوم افتخاري به ناشر اثر دانلود چند تصنیف از استادان موسیقی ایران آثار علیرضا افتخاری کنسرت های گروه دستان اوج می گیرد لطفي هم براي اجراي كنسرت اعلام آمادگی کرد شجريان همراه با دستان و ارکسترهاي بزرگ ميخواند شعر مصاحبه ای مفصل با استاد شجریان نوای اساتید دانلود جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
۩۞۩ همسر - زناشویی ۩۞۩
دنیای حیوانات کسب در آمد رایگان موسقی سنتی ما در آمد مادام العمر برای شما دانلود آهنگ های خارجی کشتی کج فروش فیلم های سال با ارزانترین قیمت فروشگاه و اخبار کشتی کج تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
موسیقی سنتی
دانلود،اخبار و ... سخن عشق
با استاد سخن سعدی : نه هرکس حق تواند گفت گستاخ سخن ملکی است سعدی را مسلم سعدی استاد غزل است . او در غزل خود ، سادگی و پختگی را که به ظاهر در تضاد با یکدیگرند ، توامان دارد . عمیق ترین مفاهیم با ساده ترین تعابیر در غزل او می آید . غزل او هم عاشقانه است و هم رگه ای از عرفان دارد . ادبیات سعدی با وجود عمری چند صد ساله ، هنوز ارزش های اجتماعی ، سیاسی و ... خود را از دست نداده است .
شعر او موسیقی خاص خود را دارد . مضامین و وزن های متفاوت غزلیات او همواره باعث استقبال آهنگسازان و آوازه خوانان ایرانی بوده است . در این میان شجریان با سعدی ، رابطه ای عمیق تر از دیگران داشته است . سعدی ، رفیق دیرین شجریان است . شجریان آنقدر با شعر او بازی می کند تا زیبا ترین شکل آوازی اش را بیابد . او معرف بسیاری از غزلیات سعدی به جامعه ایرانی بوده است . رفاقت شجریان و سعدی پلکانی می سازد از معنا ، که یک سر در زمین دارد و یک سر در آسمان . شش شب کنسرت در ایران و هم چنین چندین اجرای خارج از کشور پیش از آن ، با عنوان "با استاد سخن سعدی" ، ادای احترام شجریان بود به رفیق دیرینه اش . پیش از کنسرت : برای اجرای این اتفاق فرهنگی ، هم شجریان و هم مردم ، باید با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکردند . از طرفی شجریان باید رضایت کامل همه مسئولین و ... را جلب می کرد و از طرف دیگر مردم نیز درگیر مشکلاتی مانند خرید اینترنتی بلیط بودند . البته باید گفت سیستم فروش اینترنتی باعث شد کنسرت فقط و فقط برای جمعیت تهرانی نباشد و برای نخستین بار به صورت جدی این امکان به همه ایرانیان داده شد تا در شرایط مساوی اقدام به تهیه بلیط بنمایند . با همه شایعات مبنی بر لغو ، کنسرت برگزار شد . شجریان با ترکیب نوی از گروه آوا به روی صحنه آمد. شاید بتوان گفت هفتمین انتخاب شجریان در همکاری با گروه های ایرانی ، پس از همکاری با پایور و گروه اساتید ، لطفی و گروه شیدا ، مشکاتیان و گروه عارف ، ترکیب پیر نیاکان و عندلیبی ، گروه آوا با سرپرستی پیر نیاکان و گروه اساتید ایرانی با همکاری علیزاده و کلهر ، بوده است . آنچه در کنسرت گذشت : تالار وزارت کشور ، شاید بهترین تالار در ایران است که می تواند پاسخگوی کنسرت شجریان باشد . تالاری که هم گنجایش مناسبی دارد ، هم قابلیت ساخت یک دکور زیبا را .
سن تالار ، به زیبایی آراسته شده بود .نقش پشت صحنه ، یک نگارگری ایرانی بود که به آثار استاد کمال الدین بهزاد می مانست . در میان حضار چهره های آشنایی دیده می شد . کنسرت شجریان همواره مورد توجه اهل قلم ، هنر و فرهنگ بوده است . بسیاری از هنرمندان ، نویسندگان و کسانی که آرزوی دیدنشان را داری در کنسرت شجریان میتوانی ببینی . از جمله این هنرمندان ، پرویز مشکاتیان را نام می بریم که حضورش در کنسرت استاد شجریان موجب شادمانی و سبب خرسندی علاقمندان به موسیقی ایرانی شد . بخش اول کنسرت با نام سخن عشق با همنوازی قطعه انتظار از ساخته های مجید درخشانی آغاز شد . حتی اگر قطعه انتظار ، به خودی خود حس انتظار را به شنونده القا نمی کرد ، آمیخته شدن این قطعه با آهنگ انتظاری که برای شنیدن صدای شجریان در وجودمان می جوشید ، اسباب تاثیر بیشتر در مخاطب می شد . در صدای شجریان همه چیز آنگونه بود که پیش بینی می کردم . یک شجریان پخته و دقیق ، با خلاقیت بالا . کسی که هر جور دلش می خواست به شعر فرم آوازی می داد . عجیب ترین نکته در مورد شجریان آنست که ، انگار نه انگار این مرد ، دارد هفتاد ساله می شود . نگارنده اعتراف می کند که در شب کنسرت ظرفیت شنیدن این صدای آسمانی را نداشته است . شجریان به گوشه شکسته که رسید ، بیشتر خودنمایی کرد . من دست نخواهم برد الا به سر زلفت گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی سروچمان ، نوبتی فراهم کرد تا صدای همایون شجریان را نیز بشنویم . گرچه به هنگام صحبت از استاد شجریان ، سخت است که از آواز کس دیگری نام ببریم ؛ اما نمیشود از استعداد آوازی همایون نیز سخنی به میان نیاورد . همایون ، نشان داد که این پتانسیل را دارد که تبدیل شود به یک خواننده بزرگ و نشان داد که میتواند زمانی پرچمدار آواز ایرانی باشد . چهارمضراب دلکش ، ساخته درخشانی ، گرچه در زیبایی فاصله زیادی با آنچه پیشتر ، درخشانی در "درخیال" ساخته بود داشت ، اما زمانی بود برای آنکه سازهای ضربی گروه نیز به چشم بیایند . در ادامه ساز و آواز ، باز این شجریان بود که آمادگیش را به رخ همگان میکشید . شاید ، شجریان فاصله یک نتی با شاهکارهایی چون بیداد و ... داشت و این برای موسیقی ایرانی مایه فخر و مباهات است که استاد آوازش هنوز اینقدر آماده و راحت میخواند . تصنیف سخن عشق ، پایان بخش ماهور بود . تم اصلی این تصنیف ، برداشتی بود از آنچه که شجریان ، سالها پیش در یک محفل خصوصی با استاد بدیعی اجرا کرده بود . بخش دوم کنسرت ، غوغای عشقبازان نام داشت . قطعات آن دقیقا از همین آلبوم بودند . این قسمت با شور آغاز شد و از قطعه پنج ضربی ، برای دقایقی در دشتی ادامه یافت . بخش شور با تصنیف "درفراق" که فضای برنامه را سنگین تر کرده بود ، تمام شد . عبور از شور به افشاری را ، درخشانی به خوبی انجام داد . ساز و آواز در افشاری ادامه داشت و دقایقی بعد ، چهارمضراب "رقص پروانه" از ساخته های فجپوری اجرا شد که به عقیده نگارنده ، زیباترین قطعه بی کلام کنسرت بود . رقص پروانه چهارمضراب کاملی بود . جملات زیبایی داشت . سوال و جواب های به هنگام و پاساژهای زینتی تار و کانچه به همراه فضایی که برای دف ایجاد شده بود ، همه و همه بر جذابیت این قطعه افزوده بود . طبق آنچه که در بروشور کنسرت می دیدیم ، تصنیف "باده عشق" پایان برنامه بود . اما تشویق های ممتد و اظهار شوق و علاقه حضار باعث شد تا گروه بار دیگر به روی صحنه بیاید . فعلا خبری از "مرغ سحر" نبود و تصنیف "ساقیا"ساخته فرجپوری روی غزل مولانا ، به زیبایی هرچه تمامتر اجرا شد . ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت ، شام تاریک ما را سحر کن . درخواست های مردم ، برای مرغ سحر تمامی نداشت . نقش شجریان : از آنچه که در سالیان اخیر بر فرهنگ و هنر ایرانی گذشته است ، دریافته ایم که جایگاه شجریان ، صرفا ، یک جایگاه موسیقیایی نبوده است . در چند دهه اخیر ، اتفاقات اجتماعی در آثارش ، نمود پیدا کرده اند . او همراه و همدل مردم بوده است . شجریان با تاثیر از آنچه که بر جامعه ایرانی میگذرد ، میخواند . به سادگی میتوانیم نتیجه بگیریم که این مردم بوده اند که شعر را برای شجریان برگزیده اند و این جامعه ایرانی بوده است که دستگاه و مایه و گوشه را برای شجریان انتخاب کرده است . شجریان هم میراث دار آواز پیشینیان است و هم طلایه دار موج نو آواز در ایران . سی سال است که بر قله آواز ایران ایستاده . به راستی ، یک هنرمند چگونه میتواند آنقدر در دل مردم جا باز کند ، که دوستیش ، ساعت و روز و ماه و سال نشناسد . اینکه چرا شجریان برای جامعه ایرانی تکراری نشده است ، پرسشی است که پاسخش میتواند راهنمای ما در یافتن مسیری درست در هنر ، زندگی هنری و اجتماعی باشد . شجریان برای پرهیز از تکرار و گریختن از کوچکترین یکنواختی ، گروهش را عوض کرده است . او اینبار ، گروه آوا را برگزیده بود . به کنسرت باز میکردیم . شجران از همه آماده تر است . بی جهت نیست که مردم ، کنسرت را با نام شجریان میشناسند .آمادگی شجریان ، محدود به گستره صدایی او نمیشد . جنس و حجم صدای شجریان ، دیوانه کننده است . تحریرهای او همیشه تازه اند . لحن و تکنیکش ، همچنان زیباست . نگارنده که هنوز مبهوت و منگ است از صدای شجریان در شب کنسرت . موسیقی و نقش نوازندگان : اکثر قطعات کنسرت ، تجربه ای بود برای سعید فرجپوری در مقام آهنگساز . در اجرای قطعات نیز ، ساز فرجپوری بیشتر به چشم می آمد . خود او آماده ترین نوازنده گروه هم بود و این را در جواب آوازها میشد فهمید . آرشه پرانی های پر قدرت و "پیتسی کاتو" های قوی از بارزترین تکنیک های مورد استفاده او بودند . قطعات او ملودی های زیبایی داشتند ، اما اکثرا مونوفون یا تک خطی بودند و کمتر دیده میشد که همزمان ملودی دیگری نواخته شود و چون ، فرم کاری از شکل بداهه نوازی گروه سابق شچریان به سوی قطعات از پیش ساخته شده در گروه آوا کشیده شده بود و از طرفی ، چون قطعات بیشتر برای خودنمایی کمانچه ساخته شده بودند ، امکان خلاقیت از بربط و تار تا حدودی گرفته شده بود و این در قضاوت مردم در مقایسه نوازندگان تاثیر میگذاشت . به ویژه روی تار ؛ آن هم به این دلیل که همکاری شجریان و علیزاده در چندسال اخیر ، حساسیت شنوندگان را روی تار بیشتر کرده است و شنونده بی اختیار دست میزند به مقایسه درخشانی با علیزاده . تار درخشانی در مقایسه با ظرافت های تار علیزاده در بداهه نوازی و جمله بندی خاص علیزاده ای ، راضی کننده نبود . اما در عین حال ، مضراب های لنگر دار درخشانی بر ساز خوش صدایش ، پاسخ های خوبی به آواز شجریان میداد . برای جواب آواز ، او جملات خوبی مینواخت . جملات بلند او به جمله بندی لطفی نزدیک بود ، اما آن صلابت ساز لطفی را نداشت . البته تار درخشانی و بربط فیروزی ، در بالا بردن حجم صدای گروه ، بسیار مفید بودند . علاوه بر این سازها ، نقش تنبک ، دف و دایره نیز ستودنی بود . همایون ، مانند همیشه تنبک را به خوبی مینواخت و گهگاهی ، پدر را در آواز یاری میداد . از حسین رضایی نیا نیز غافل نمیشویم . او نوازنده میهمان گروه اوا بود . استفاده از یک نوازنده دف ، ابتکاری بود تا کفه سازهای ضربی سنگینتر شود . |+| نوشته شده توسط حمید رضا در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 22:18
کنسرت محمدرضا لطفی اردیبهشت 87 در تالار بزرگ کشور
خبرگزاري فارس:«محمدرضا لطفي» نوازنده برجسته تار همراه با گروههاي سهگانه شيدا،26 تا 28 ارديبهشت سال آينده در تالار بزرگ كشور به روي صحنه ميرود . به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين كنسرت كه دومين فعاليت صحنهاي لطفي پس از بازگشت به ايران محسوب ميشود،گروههاي «شيدا» به خوانندگي «محمد معتمدي»، «بانوان شيدا» به خوانندگي «عليرضا شاهمحمدي» و «بازسازي شيدا» به خوانندگي «امير اثنيعشري» به سرپرستي، آهنگسازي و مديريت هنري محمدرضا لطفي به روي صحنه خواند رفت. |+| نوشته شده توسط حمید رضا در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 10:11
كنسرتهاي «استادشجريان» از بهار آينده آغازميشود
مجيد درخشاني نوازنده تار در گفت وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:برنامهريزيهاي قبلي گروه در خصوص برگزاري كنسرتهاي بهاره گروه آوا در آمريكا و كانادا انجام شده و گروه براي اين اجراها كاملا آماده است كه با بهبودي كامل استاد شجريان طبق برنامه قبل، كنسرتهايمان را از بهار آينده برگزار خواهيم كرد.
وي افزود: در اين دو كشور قطعات كنسرت تابستانمان در تالار بزرگ وزارت كشور را اجرا خواهيم كرد. درخشاني در خاتمه خاطر نشان كرد: براي تعيين تاريخ دقيق كنسرتها منتظر استاد شجريان هستيم. |+| نوشته شده توسط حمید رضا در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 10:8
گفتگوی مفصل مجله فرهنگ و آهنگ با همایون شجریان
دیگر خودم هستم و خودم ! گفتگو با همایون شجریان مجله فرهنگ و آهنگ در آخرین شماره خود (شماره 17 ، مهر و آبان 86 ) ، مصاحبه نسبتا مفصلی با همایون شجریان ترتیب داده است .
خلاصه ای از گفتگوی آقای همایون شجریان با این مجله در پی می آید . در مقدمه این گفتگو که توسط بهرنگ تنکابنی و مسعود صالحی انجام گرفته ، اینچنین آمده است : فروتنی با آنکه فضیلت به شمار میآید ولی میتواند به آفت هنرمند هم تبدیل شود، وقتی قرار باشد برای خیل مخاطبانت که آدمهای سمج و گریبانگیر هم در میانشان کم نیست وقت بگذاری، درها باز باشد، تلفنها بیپاسخ نماند و مردمداری و مدارا بشود مرام تو، دیگر برای کار حرفهای و ممارست و احیاناً ریاضت چه فرصتی باقی میماند؟ تازه فکر میکنی کار تواضع دست آخر به کجا میکشد؟ به تفاخر؟ به بزرگی؟ نه، آخر کار در چشم جماعت خوار و بیمقدار میشوی. پس نتیجه میگیریم که خوب نیست آدم همیشه و همهجا در دسترس باشد. «همایون شجریان» افتادگی دلپذیری دارد. فروتنیاش البته توام با زمینخوردگی ریاکارانه نیست. وقتی مثلاً در مورد تجربهی کاری با آهنگسازی جوانتر از خودش صحبت میکند، میبینی از آن رندی رایج ناخوشایند خیلی از هندمندان، خبری نیست. در میانهی گفتوگو وقتی به او گفتیم پس کی همایون شجریان مسیر شخصی و مستقل خود را آغاز میکند، صادقانه گفت که مقیم کوی و مکتب پدر است و قرار نیست به تشویق تماشاچیان، آموزههایش را بگذارد و صرفاً بهقصد تنوع و تفاوت، احوال بگرداند. همایون شجریان با گروه دستان در بهمنماه امسال تور اروپایی خود را آغاز میکند و این کنسرت سال آینده ـ حوالی تابستان ـ به تهران میرسد. همکاری شجریان با دستان که یکی از گروههای برجستهی موسیقی ایرانی است، میتواند به تولید اثری حرفهای و شنیدنی بیانجامد.
ارتباط من با گروه دستان از طریق آقای «فرجپوری» که از دوستان قدیمی و هنرمند شناختهشدهای هستند شکل گرفت و قرار شد کنسرتهایی را خارج از ایران برگزار کنیم. البته با توجه به این که هم من با پدر کنسرت داشتم و هم گروه دستان برنامههای مختلفی را در اروپا و آمریکا داشتند، زمان دقیقی را برای کنسرت مشخص نکردیم. تا این که ۶-۷ ماه پیش، صحبتها شکل جدیتری به خود گرفت و آقای «متبسم» در خارج از ایران کارهای هماهنگی با برگزارکنندگان و سالنها را دنبال کردند. طی این مدت به کمک دوستان قطعاتی را آماده کردیم که البته هنوز هم این همفکریها ادامه دارد. این ارتباطات بیشتر از طریق تلفن و ایمیل صورت میگیرد. از سوی دیگر آهنگسازی یکی از بخشهای کنسرت به عهدهی آقای فرجپوری است و از آنجایی که ایشان در ایران هستند، مشکلی در زمینهی مرور و کار بر روی آهنگها نداریم. آهنگسازی بخش دیگر را آقای متبسم انجام میدهند. ایشان کارهایشان را برای من فرستادهاند و من در حال کار بر روی آنها هستم که طبیعتاً نظراتم را به ایشان منتقل میکنم. فکر میکنم به اندازهی کافی زمان داریم که بتوانیم کار را به سطح مطلوب برسانیم. این کنسرت بهعنوان اولین اجرای مستقل صددرصد حساسیت ویژهای برای من دارد. من تا کنون با پدر بهروی صحنه میرفتم و در آواز همراهیشان میکردم و هیچوقت بهطور مستقل نمیخواندم که بخواهم یک برنامه را با آواز اداره کنم. قضیه کاملاً فرق دارد، من دیگر روی صحنه پشتوانهی پدرم را ندارم. خودم هستم و خودم. بههمین خاطر باید خود را به بالاترین سطح آمادگی برسانم و بتوانم صحنه را اداره کنم تا برنامهای اجرا کنیم که جذابیت داشته باشد و مردم راضی از سالنها بیرون بروند. خوشبختانه توانایی گروه دستان باعث قوت بخشیدن به کار من میشود. با گروه دستان، پشتم قرص است. این گروه، همانطور که گفتید، هم توانایی اجرای قطعات سازی یا بیکلام را دارند و هم تصنیفها با شناختی که از شخصیت تکتک این افراد دارم و به حرفهای بودنشان اطمینان دارم، میدانم که تجربهی خوبی خواهد بود. همدلی هم باید در حین تمرینات ایجاد شود و ادامه یابد و تا کنسرت کامل شود. حال چقدر در ایجاد این همدلی موفق خواهیم بود، بستگی به جمع دارد. من میتوانستم برای کنسرت اول خیلی زودتر اقدام کنم، ولی دوست داشتم از جایی محکم و زمانی مناسب شروع کنم. الآن احساس میکنم که شرایط مهیا است. به نظر من گروه دستان انتخاب خیلی خوبی است که بتوانم اولین اجرایم را با آنها داشته باشم، چون گروه دستان خودشان وزنهای هستند و اینجا من هستم که باید کارم را درست انجام بدهم.
نه. اصلاً. یک گروه، مجموعهای هستند که با هم تلاش میکنند اما متأسفانه این اتفاق در ایران افتاده که خواننده مورد توجه است، شاید بهخاطر شعر، یا حنجره که صدای طبیعی است. علتش برای من واضح نیست، چون خودم این احساس را ندارم. من همانقدر که از ساز لذت میبرم از آواز هم میبرم. حتی گاهی _مثلاً در چهارمضراب_ از ساز بیشتر لذت میبرم. در بعضی گروهها خواننده یا نوازنده یکی بر دیگری برتری دارد، در آن صورت است که این بحث پیش میآید. اما وقتی در یک گروه هر دو بخش، هموزن و همسنگ پیش میروند، همهی اینها جذابیت خود را دارند. البته گاهی یک خواننده آنقدر محبوب میشود که تمامی توجهات بهسوی اوست. مثلاً در کنسرتهایی که با پدر داریم، گاهی خود او از اینکه کانون توجه است، معذب میشود. من در آلبومهای خود هر جا احساس میکنم یک بخش آوازی و یا سازی زیاد است، آن را تغییر میدهم. من معتقدم که شنونده باید تمام آلبوم را با علاقه دنبال کند و احساس خستگی نکند، البته منظور شنوندهای است که همهی کار را دوست دارد، نه شنوندهای که فقط تصنیف دوست دارد و یا آواز. به نظر من کار «نسیم وصل» قدم محکم و مؤثری برای من بود و در آن کار به منظور خود رسیدم. جناب آقای ضرابیان و من قصد داشتیم کاری را ارائه کنیم که در قدم اول بتوانیم هم مخاطب عام و هم خاص و بیشتر جوانان، بهخصوص آنهایی که از موسیقی اصیل بهدور هستند و توجهی به آن ندارند و صرفاً به موسیقی پاپ علاقهمندند را جذب کنیم و فکر میکنم موفق هم شدیم. من میخواستم از این فرصت که خوانندهای از نسل آنها هستم استفاده کنم و آنها را دعوت به شنیدن موسیقی اصیل کنم، چرا که فکر میکردم شاید از زبان یک همنسل بهتر پذیرای آن باشند. در موسیقیای که من در مکتب پدر آموزش دیدهام و ادامه میدهم، فرمی ارائه شده که به دل عوام هم مینشیند در صورتی که ممکن است حتی معنی شعر را هم ندانند. پدرم آواز نمیخواند که فقط تکنیک آواز را نشان بدهد و معنی شعر و حال و هوای آن را در نظر نگیرد تا کسی هم که بشنود بگوید چه خوب چهچه میزند. بلکه او این ابزار، صدا و دانشی که دارد را برای روح دادن به حرفش و به دل نشاندن آن به خدمت میگیرد. شنونده با شعر سریعتر ارتباط برقرار میکند .
شرایط آن دوران شرایط خاصی بوده و ما دیگر نامهایی که شما به آن اشاره کردید و بسیاری دیگر را امروز نمیبینیم. هر کدام از این بزرگان برای خود وزنهای بودند. اغلب ایشان هم که در قید حیات هستند، سرمایهی موسیقی هستند. اکنون هم که به چنین معانیای فکر کنیم، میبینیم چقدر از این معانی دوریم. چقدر وجودشان مغتنم است. من فکر میکنم دیگر آن آدمها به آن شکل نیستند، چون دیگر زندگی شکلش عوض شده. تکنولوژی، ریتم جامعه و تمام مجموعهای که زندگی امروز را تشکیل داده، تأثیر خودش را گذاشته و باعث شده که حال و هوا و فضای آن موقع دیگر وجود نداشته باشد. حتی آن موقع، شکل بهوجودآوردن یک اثر هم فرق میکرد. هنرمندان دور هم مینشستند و ارتباطشان بهگونهای بوده که بهتر میتوانستند با هم کار کنند، همنفس، همدل و همنظر شوند و زندگی کنند و در آخر اثری را با هم خلق کنند. امروزه دیگر اینطور نیست، مثلاً برایمان سیدی میفرستند که گوش کنیم و نظرمان را بدهیم، دیگر ارتباطات به آن شکل وجود ندارد و کارها و گرفتاریها نمیگذارد آن فضاها تکرار شود. شاید بتوان گفت میان نسل جدید سردرگمی وجود دارد. همنسلان من اصرار دارند کارهای جدید انجام دهند اما چون هنوز به آن مرحله نرسیدهاند، دچار سردرگمی میشوند تا حدی که آن کار تنزل میکند. در موسیقی ما بخش تکنوازی محور است. تفاوت اصلی که نسل جدید با نسل قبل دارد، این است که امروزه کمتر تکنواز خوب میبینیم. در حالی که در گروهنوازی بسیار قوی و باتکنیک هستند و از نسل قبل چیزی کم ندارند و حتی گاهی سر هستند. اما بحث تکنوازی یا ادارهی صحنه که پیش میآید، میبینیم که هنوز باید خیلی پختهتر شوند. شاید این نسل با گذر زمان بتواند خودش را تکمیل کند و به سطح مطلوب برساند. امروزه در نسل خودم کمترند کسانیکه هم تکنواز خوبی باشند و هم گروهنواز خوب. شاید هم خیلی به دنبالش نمیروند. من با هر کدام از دوستان که صحبت میکنم _البته نه اینکه قصد نصیحت داشته باشم_ همیشه افسوس میخورم، مثلاً میگویم تکنیکت عالی است اما وقتی ساز میزنی و آواز میخوانم، تو ریتم مرا متوجه نمیشوی. باید ریتم آواز مرا پیدا کنی و حفظش کنی. بعضی وقتها هم جملهبندیها ناقص است. در گذشته خیلی مهم بود که جملهها و موتیفها چه باشد و آن را پرورش میدادند. مخصوصاً در مکتب اصفهان همین پرورندان موتیفها و جواب آوازها خیلی اهمیت داشت. پدر خاطرهای تعریف میکنند: «یکبار استاد شهناز جواب آوازی داد که من فهمیدم باید شعر را آنگونه میخواندم، تأکیدی روی کلمهای گذاشتم که معنی آن را تغییر داد، اما آقای شهناز طوری آن ملودی را نواخت که من وزن درست خواندن شعر را فهمیدم.» در اینجاست که تکنواز به خواننده یادآوری میکند. هماکنون در حال انجام پروژهای با آقای «درویشی» هستم که به آثار «عبدالقادر مراغی» مربوط میشود. به جرئت میگویم که فضاها خیلی متفاوت است، نه این که هیچ ربطی به موسیقی امروز ندارد، بلکه خیلی متفاوت است. شعر فارسی است حتی خیلی جاها نام گوشهها در شعرش میآید، گوشههایی که امروز هم در موسیقی وجود دارد اما همان گوشهی امروزی نیست. من از اول سعی کردهام که در یک فرم جا نیفتم که بگویند همایون باید این فرم را بخواند. در یکی از قطعات آلبومی که با آقای «قمصری» کار کردیم از ساز گیتار استفاده شد. یک علت برای استفاده کردن گیتار این بود که کمی ذهنها را بشکنیم. باید آزمون و خطا کرد تا چیزهای نو به وجود بیاید. خیلیها هم این کار را کردند.
کارهایی که پدر انجام میدهد، زبان حال خودش است که برگرفته از جامعه و مردم کشورش است، چیزی است که واقعیت دارد.
در مورد فاصلهای که شما به آن اشاره کردید، شاید مشکل از بقیه نیست، پدر به جایی رسیده که دیگران هر چه تلاش میکنند به او نمیرسند. در ساز هم این اتفاق افتاده. نوازندگانی چون کسایی، شهناز و دیگران هر کدام در نوازندگی کارهایی کردهاند که همه میخواهند مثل ایشان بشوند. ولی من معتقدم که حتی اگر مثلاً یک نفر مانند آقای کسایی نی بزند، هیچگاه به ظرافتهای نوازندگی ایشان دست نمییابد. شما وقتی میگویید کارهای جدید نتوانسته جای کارهایی مثل «آستان جانان» یا «بیداد» را بگیرد به این دلیل است که برای شما این کارها در قلهاند.
فرض کنید فردی مثل من که از بچگی در همین فضا بزرگ شده و تمام موسیقی بر پایهی همین مکتب در ذهنم شکل گرفته بخواهد کار متفاوت انجام دهد. مثلاً پاپ بخواند و یا شیوهی دیگری را کار کند. به نظر من این تغییر مسیر کاملاً بیهوده است. چون افراد درجه یک بسیاری هستند که در شیوههای دیگر مشغول به فعالیت هستند. اما در همین شیوه باید حرکتهایی صورت گیرد. پدر بر شیوهی اکثر قدما مانند «طاهرزاده»، «ظلی»، «جانسوز»، «قمر»، «بنان»، شهناز و بسیاری دیگر کار میکرد و هرگز از مسیر هدف خود خارج نشده و در طول و عرض همین مکاتب فعالیت کرد و در کنار آن با تمام گوشه و کنار موسیقی ایرانی آشنا شد تا به شرایط امروز رسید که عصارهی بیشتر سبکهای آوازی و سازی موسیقی ایران در سبک ایشان وجود دارد. بهطوری که اگر لازم باشد میتوانند عیناً مانند هر کدام از این سبکها، کاری را ارائه دهند. یک خواننده باید به سبکهای مختلف آشنا باشد. من هم کمابیش با همهی این سبکها آشنایی دارم اما چون همهی آنها در کار پدر جمع بوده، راه ایشان را ادامه دادم و سراغ کار دیگری نرفتم. تا زمانی که من هیچ ایدهای ندارم و معتقدم که هر کدام از آثار پدر را نمیتوان بهتر از آن چه هست اجرا کرد، نمیتوانم به این موضوع فکر کنم. تا زمانی که نیاز در من شکل نگرفته تا کاری را به کمال برسانم، نمیتوانم این اقلیم را گسترش دهم. ممکن است کس دیگری بتواند اما در حال حاضر من نمیتوانم.
من کار هر کدام از این افراد را که میشنوم لذت میبرم. یعنی نمیتوانم بگویم خوب نخواندهاند. چون در این زمینه نمیشود کسی را با کسی مقایسه کرد. صدای هر کسی ویژگی، تکینیک و حال خاص خود را دارد. من به وجود همهی این عزیزان که با جدیت آواز را دنبال میکنند و اینقدر در کارشان موفق هستند، افتخار میکنم. این که در آینده دامنهی فعالیتشان به کجا برسد، به همت خودشان بستگی دارد. حتی در کنسرتهای اروپایی که میپرسند در ایران چه کسانی خوب میخوانند، من همیشه این دوستان را نام میبرم که البته بیشترشان هم شناخته شده هستند.
نه. من در درجهی اول احساس همدلی میکنم و فکر میکنم همهی ما بر یک کشتی سوار هستیم. حتی اگر روزی ضعفی در کار هر کدام از دوستان پیش بیاید، من احساس ناراحتی میکنم. چنین اخلاقی نداشتهام، و همیشه کار خودم را کردهام. رقابتم با خودم است. همیشه کارم را زیر ذرهبین میگذارم.
منبع http://sakhaei2004.blogfa.com نظر هم بدی بد نیست |+| نوشته شده توسط حمید رضا در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 17:57
|
http://www.WebData.ir/?AffId=3686